kambiz ganjeh یکشنبه 1393/10/21 ساعت 15 و 43 دقیقه و 58 ثانیه نظرات ()

هر شغلی که داشته باشید؛ چه طراح لباس باشید، چه کارمند، چه یک فروشنده و چه یک بازیگر یا نوازنده، لحظه‌ای در زندگی شما هست که در آن به یک راهبرد دقیق و هوشمندانه نیاز دارید تا یک جهش را در کارتان تجربه کنید. ممکن است در کارتان با دیوار بلند «نداشتن انگیزه» روبه‌رو شده باشید یا حتی احساس کنید در حال پسرفت هستید یا اصلا شاید درحال پیمودن یک مسیر اشتباه، شاید باید سراغ یک شغل دیگر بروید، اما چطور؟

آنچه شما به آن احتیاج دارید یک «جهش» است؛ جهشی به سمت موفقیت. ما به شما راه‌هایی را پیشنهاد می‌‌دهیم که با آن‌ها می‌توانید جهش کنید.


راه‌های دیگر را امتحان کنید

 

  • وقتی به مانع برخورد کردید، نایستید

اگر دیدید هیچ‌کس به شما کمک نمی‌کند و هیچ اتفاقی مطابق میل شما رخ نمی‌دهد آن وقت این سوال را از خودتان بکنید: آیا راه دیگری برای رسیدن به هدف وجود دارد؟

آماندا هکینگ این راه را امتحان کرده است. او کتاب‌هایی را که نوشته بود برای بیش از یکصد شرکت انتشاراتی فرستاد: «وقتی همه پیشنهاد چاپ کتاب‌های من را رد کردند از خودم پرسیدم آیا راه دیگری برای رسیدن به آرزوهایم وجود دارد؟ آن موقع بود که به این نتیجه رسیدم که اگر آرزویی دارم نباید اجازه بدهم دیگران به آرزوی من بگویند؛ نه. برای همین تصمیم گرفتم هر کاری می‌توانم بکنم تا کتاب‌هایم چاپ شوند.» آماندا پس‌انداز خودش، بخشی از پس‌انداز مادرش و وامی را که از شرکتش گرفته بود هزینه کرد تا کتابش را به صورت الکترونیکی چاپ کند و آن را برای فروش در سایت آمازون گذاشت. در روز اول او فقط ۵ نسخه را فروخت، در روز دوم هم همین‌طور، با این‌که قیمت کتاب‌های او بسیار ارزان بود (یک دلار). کتاب اولش تنها چند صد نسخه به فروش رفت اما آماندا ناامید نشد و به کارش ادامه داد. حالا او نویسنده‌ای است که قرارداد انتشار ۴ کتاب آخرش را به مبلغ ۲میلیون دلار واگذار کرده و کتاب‌هایش جزو پرفروش‌ترین کتاب‌های این روزها هستند.


 

کمک بگیرید

 

  • یکی از دیگران باشید

شما می‌توانید از هر کسی کمک بگیرید. مطمئن باشید هر آدمی در هر شغل و هر جایگاهی می‌تواند به شما کمک کند. در بسیاری از موارد زنان خانه‌دار بهترین راهنمایی‌ها را به دختران شاغل خود می‌کنند و باعث جهش آن‌ها می‌شوند. البته طبیعی است که بهترین مشاوره‌ها را می‌‌توانید از افرادی بگیرید که در آن حیطه شغلی تجربه و موفقیت دارند. مطالعه هم می‌تواند یکی از راه‌های کمک‌کننده به شما باشد. شما به راحتی می‌توانید درباره مسائل و مشکلاتی که دارید و همین‌طور حیطه‌هایی که دوست دارید در آن‌ها وارد شوید، اطلاعاتی کسب کنید. از طریق اینترنت هم به راحتی می‌توانید افرادی را پیدا کنید که می‌توانند به شما کمک کنند. اگر دوست دارید فعالیت در یک شغل جدید را امتحان کرده یا در رشته جدیدی تحصیل کنید، بهترین کار این است که نظرات کسانی را که در آن شغل یا رشته مشغول فعالیت و تحصیل هستند را بپرسید. هر نظری می‌تواند یک برگ برنده به نفع شما باشد.


 

اهل خطر باش

 

  • با ریسک روبه‌رو شوید

شما حتی باید با افراد و خانواده‌تان و کسانی که ارتباط تنگاتنگی با شما دارند، تصمیماتی را که می‌گیرید مطرح کنید. اگر قرار است در زندگی شما تغییری صورت بگیرد آن‌ها باید مطلع باشند. باید بدانند تصمیمی که شما می‌گیرید چقدر روی زندگی شما و روی زندگی آن‌ها تاثیر می‌گذارد و این‌که تصمیم شما با چه ریسک‌ها و خطراتی همراه است، پس از جلب رضایت آن‌ها، شما یک سیستم حمایتی دارید که می‌تواند به شما بسیار کمک کند. سینتیا وارنر که حالا مدیر شرکت معتبر بیزینس فاندینگ گلوبال است ۱۰ سال قبل زمانی که در انگلستان یک کارمند معمولی بود با پیشنهاد کار در ایالات‌متحده روبه‌رو شد. شغلی که درآمدش کمتر بود اما امکان پیشرفت را به او می‌داد. سینتیا سر میز شام مسئله را با همسر و ۲ پسر نوجوانش مطرح کرد و نظر آن‌ها را خواست. آن روز را به یاد می‌آورد: «پسر بزرگ‌ترم از من پرسید چرا هیجان‌زده‌ام، گفتم که پیشنهاد شغل جدید بسیار وسوسه‌ام کرده و واقعا فکر می‌‌کنم اتفاق بزرگی در زندگی‌ام خواهد بود،‌ او هم گفت پس حتما این کار را بکنم، همسرم هم به من گفت اگر من جای تو باشم کاری را می‌کنم که دلم می‌گوید… این‌طوری با حمایت آن‌ها تصمیم گرفتم و حالا بسیار خوشحالم.» حالا سینتیا مدیر شرکتی است که در آن به کار دعوت شد و در ضمن مدیر شرکت سافیر انرژی هم هست که یکی از بیشترین رشدها را در تاریخ بورس به خود اختصاص داده است.


 

علنی‌اش کنید

 

  • برنامه‌تان را اعلام کنید

اگر فقط مشغول برنامه‌ریزی ذهنی باشید و همه برنامه‌ها و طرح‌های‌تان در ذهن‌تان بماند، امکان این وجود دارد که این طرح‌ها و برنامه‌ها آن‌قدر در ذهن‌تان بماند تا بمیرد. در واقع امکان دارد این برنامه‌ها هیچ‌گاه عملی نشوند. یک راه این است که برنامه‌ها و طرح‌های‌تان را علنی کنید. لورا اسکلادزینسکی ۲۴ ساله جوان‌ترین دختری است که در هر ۵ قاره جهان در مسابقات رسمی دوی ماراتن شرکت کرده است او می‌گوید: «وقتی در یک جمع اعلام می‌کنی که می‌خواهی در یک مسابقه دوی ماراتن شرکت کنی، در واقع یک تعهد ایجاد می‌کنی که می‌تواند برای شما یک انگیزه قوی باشد. در این مواقع کنار کشیدن و انصراف دادن سخت می‌شود.» لورا می‌گوید که نخستین‌بار در ۱۳ سالگی بود که در جمع خانواده‌اش اعلام کرد‌ می‌خواهد در مسابقه ملی دوی ۱۰ مایل شرکت کند و نخستین‌باری هم که تصمیم گرفت در دوی ماراتن کانادا بدود در ۱۷سالگی تصمیمش را در وبلاگش نوشت و تشویق‌ها و حمایت‌های عمومی باعث شد او در تصمیمش جدی‌تر هم شود: «وقتی تصمیم خودت را در جمع اعلام می‌کنی، در واقع اعتمادبه‌نفس خودت را مطرح می‌کنی. حس اعتماد‌به‌نفس یکی از اصلی‌ترین جنبه‌هایی است که برای موفقیت و پیشرفت به آن نیاز داری.» مطمئن باشید انگیزه‌‌ای که این‌گونه به دست می‌آورید می‌تواند در یک جهش بزرگ به شما کمک کند.


 

وقتی غریبه‌ها به شما کمک می‌کنند

 

  • روی محبت غریبه‌ها حساب کنید

جنیفر کالکین و جنیفر مگان‌دی ۲ دانشجوی رشته زمین‌شناسی بودند که باید دوره تکمیلی تحصیل خود را در مکزیک می‌گذراندند اما آن‌ها هیچ پولی نداشتند. این ۲ دوست مشکل خودشان را در وبلاگ‌شان نوشتند و در یک ماه هر کدام از آن‌ها توانست ۴۸۷۰ دلار از کمک‌های افرادی که حتی یکی از آن‌ها را هم نمی‌شناخت، پس‌انداز کند و به تحصیل خود ادامه ‌دهد. اسکات ویلسون برای اجرایی‌کردن طرحش‌، آی‌پاد مچی که ساعت و موبایل هم باشد احتیاج به پول زیادی داشت. او مچ‌بندهایی طراحی کرد که روی آن‌ها نوشته شده بود «به من کمک کنید.» این مچ‌بندها به قیمت آزاد در اینترنت فروخته شدند و ویلسون یک میلیون دلار پول جمع کرد تا طرحش را عملی کند و حالا محصولی که او طراحی کرده در فروشگاه‌های رسمی برند اپل در سراسر جهان به فروش می‌رسند.

جنی اون‌یانگ هم توانست ۳۵هزار دلار کمک جمع کرده و اولین آلبومش را منتشر کند. ویلسون و یانگ ایده‌های خود را در سایت «کیک‌ استارتر»؛ – سایتی که برای کمک به طرح‌های خلاقانه طراحی شده- طرح کردند و نتیجه خوبی هم گرفتند. وقتی آن‌ها توانستند، شما هم حتما می‌توانید.


برگ‌های برنده‌ای که دارید

 

  • نقاط قوت خودتان را بشناسید

گاهی‌اوقات توانایی‌هایی دارید که چندان روی آن‌ها حساب نمی‌کنید – مثل دانستن زبان چینی در سطح مکالمه یا آگاهی کامل از مکانیک موتور اتومبیل- اما این مهارت‌ها می‌توانند گاهی حسابی به کار بیایند. کن واتسکا همیشه دوست داشت یک آلبوم موسیقی منتشر کند اما امکان مالی آن را نداشت. کن متولد دمشق در سوریه بود و سال‌ها در آنجا زندگی کرده بود و آشنایی نسبی او با زبان عربی باعث شد به عنوان مترجم یک شرکت انگلیسی کاری در شهر ریاض عربستان پیدا کند و با درآمدش در آن کشور، آلبوم خودش را منتشر کند که با استقبال هم روبه‌رو شد.

گاهی هم شما می‌توانید روی توانایی‌های نزدیکان‌تان هم حساب کنید: هانتر هنی ساکن نیویورک در سفری خیرخواهانه به اوگاندا رفت تا در کمپ آوارگان امدادرسان باشد. در برگشت به نیویورک او به دوستش آناگابریل درباره وضعیت وخیم زنان بیوه‌ای گفت که همسران‌شان در جنگ کشته شده بودند و فرزندان پسر آن‌ها ربوده می‌شدند تا به عنوان کودک- سرباز در ارتش‌های متخاصم بجنگند. این ۲ دوست نمی‌دانستند چطور می‌توانند به این زنان کمک کنند تا این‌که «آنا» یاد پدرش افتاد، پیتر گابریل آهنگساز و موسیقیدان مشهور. این ۲ دوست تصمیم گرفتند با کمک پیتر گابریل و استفاده از ارتباطات او کلیپ‌های موسیقی منتشر کنند که عواید آن به زنان و کودکان اوگاندایی برسد. آن‌ها با کمک پیتر گابریل و دوستان او به طرح‌شان جامه عمل پوشاندند و توانستند بیش از ۲۵۰هزار دلار جمع‌آوری کنند که با آن یک کمپ مجهز مخصوص نگهداری زنان و کودکان بی‌سرپناه در اوگاندا ساخته شد.


 

حرف زدن خیلی مهم است

 

  • از قدرت کلمات استفاده کنید

ویکی آبل، وکیل مشهور و مادر ۳ فرزند مدرسه‌ای در تورنتوی کانادا شاهد بود که کودکانش با تکالیف شب مدرسه و امتحانات پیاپی مدرسه مشکل دارند. او تلاش کرد مسئولان مدرسه را متوجه این موضوع کند اما وقتی موفق نشد، تصمیم گرفت از وضعیت ۳ فرزندش یک فیلم مستند بسازد. او با کمک همسرش این کار را کرد اما طبیعی بود که این فیلم را هیچ تهیه‌کننده‌ای در هیچ سینمایی پخش نکند. برای همین آبل فیلمش را در هر کلیسا، مدرسه و دانشگاهی که امکانش را پیدا کرد به نماش گذاشت. بیشتر کسانی که فیلم او را می‌دیدند تحت تاثیر قرار می‌گرفتند و درباره آن با بقیه حرف می‌زدند. آبل می‌گوید: «تبلیغات شفاهی باعث شد ما آرام‌آرام در کل کانادا یک سیستم حمایتی از فیلم را داشته باشیم.» در نهایت نسخه جدید و حرفه‌ای‌تر از فیلم به نام «مسابقه‌ای تا ناکجا آباد» تدوین شد که تاکنون در ۱۷ کشور جهان به نمایش گذاشته شده و بیش از ۷۵۰ هزار تماشاگر داشته است. آبل می‌گوید: «باورم نمی‌شد که در دوران تکنولوژی‌های ارتباطاتی هنوز هم حرف‌های دهان‌به‌دهان اینقدر مهم باشند… خوشبختانه حرف‌هایی که زده شد باعث شد نظام تکالیف شب در مدارس کانادا مورد بررسی دوباره و بازنگری قرار بگیرد.»


 

از مخالفان خودتان تشکر کنید

 

  • منتقدان خود را آرام کنید

جاستین سیگل از همان دوران بچگی با دختران دیگر فرق داشت. او عاشق بیسبال بود اما در ۱۳ سالگی مربی تیم مدرسه به او گفت که نمی‌‌خواهد در تیمش که همه پسر بودند یک دختر داشته باشد. در ۱۶سالگی در تیم محلی که در آن بازی می‌کرد، شنید که هم‌تیمی‌هایش دوست ندارند یک دختر به آن‌ها دستور بدهد. در سال ۲۰۰۷ او تلاش کرد تا به عنوان توپ‌گیر در یک تیم دانشجویی عضویت یابد اما موفق نشد. سال بعد او به عنوان یک سخنران در گردهمایی سالانه مدیران باشگاه‌های بیسبال سخنرانی کرد و گفت: «شما به جز فروش تی‌شرت چه کاری برای جلب دخترها به بیسبال انجام داده‌‌اید؟» یک سال بعد بود که بالاخره توانست در تیم بروکلین راکس به عنوان دستیار مربی استخدام شود، سپس در سال ۲۰۰۹ به اولین زنی بدل شد که در یک تیم بیسبال حرفه‌ای به عنوان بازیکن و کمک مربی فعالیت کرده است.‌ او امسال به عنوان تمرین‌دهنده و مربی به تیم کلیولند پیوسته و نامش در کتاب تاریخ بیسبال ثبت شده است. جاستین می‌گوید: «همه مخالف حضور من بودند اما من یکی‌یکی آن‌ها را متقاعد کردم. هر کسی که مخالف من بود یک چالش را برای من رقم می‌زد تا او را قانع کنم که می‌توانم، هر چالش جدید یک انرژی دوباره به من می‌داد. حالا توانسته‌ام به رویای کودکی‌ام برسم و باید بگویم از همه مخالفانم که باعث شده‌اند این اتفاق بیفتد، تشکر می‌کنم.»


با صدای بلند فکر کنید

 

  • سوال کنید، آن هم با صدای «هوم‌م‌م»

دکتر کاتلین هندریکس، پروفسور روان‌شناسی و متخصص رفتارشناسی انسانی می‌گوید: «خیلی از اختراعات و ابتکارات بشری را افراد سختکوش که تمام زندگی خود را بر سر یک هدف می‌گذراند، رقم نمی‌زنند. این اختراعات و اکتشافات فقط از ذهن خلاق و کنجکاو کسانی که دوست داشتند به پاسخ سوالات خودشان برسند، آمده است. خیلی از افراد به قصد تفریح یا لذت بردن از چیزی و کاری اختراع یا اکتشافی داشته‌اند اما همان‌ها هم ذهنی خلاق و پر از سوال داشته‌اند؛ ذهنی کنجکاو که دقیق کار می‌کرده.» دکتر هندریکس می‌گوید، شما باید برای پویایی و رشد مغزی‌تان حداقل روزی ۱۰ دقیقه آن را تمرین بدهید اما چطور، پیشنهاد دکتر هندریکس این است: «۱۰ دقیقه در روز، در تنهایی در اتاق یا در یک محل خلوت بنشینند و ذهن و فکرتان را از تمام فکرهای معمول‌تان خالی کنید، سپس با صدای بلند فکر کنید، با صدای هوم‌م‌م‌م! اگر این صدا را بگویید و بعد فکرتان را بگویید دیگر خودتان را نقد نمی‌کنید، در ضمن فکرتان هم رها می‌شود مثلا با خودتان بگویید هوم‌م‌م‌م‌م… لگوی این شرکت چه معنایی دارد؟ بعد ادامه بدهید هوم‌م‌م‌م، اگر بخواهم خودم شرکتی تاسیس کنم چه لگویی برای آن طراحی کنم؟ هوم‌م‌م‌م چطور می‌توانم در اینترنت موفق شوم.» دکتر هندریکس می‌گوید بسیاری از شاگردان او با همین ۱۰ دقیقه تفکر در روز با صدای «هوم‌م‌م» حالا ایده‌های خلاقانه زیادی را اجرا کرده‌ و به موفقیت‌های زیادی رسیده‌اند.